تبليغاتX
* فیزیک *
سلام

این آپ برای الان تا بعد از عید هست

پیشاپیش عید همگی مبارک...سال خوبی رو برای همه آرزو مندم

مطلب مربوط به نجوم هست...

حتما شما هم میخواید بدونین چه جوری فهمیدن

 که زمین ۲۳.۵ درجه انحراف محور داره.نه؟؟

اگر آره که مطلب به دردتون میخوره و اگه نه که صفحه رو ببندید!

قبلش بگم مطلب فیلم هم داره...

الان من خودم دارم برنامه ی کوییک تایم رو دانلود میکنم.

تموم که بشه فیلماشو میبینم...بعد از عید توی وب میذارم...

عکس های قشنگی هم در مورد آنالما (حرکت خورشید که از روی اون فهمیدن زمین ۲۳.۵ درجه انحراف محور داره) هم گذاشتم...

برای دیدن مطلب و عکسها به ادامه مطلب بروید...

در ضمن یه خبر هم هست در همون مورد...البته یکم قدیمیه اما یه افتخاره...

بای تا بعد از عید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 14:58 |

مفاهیم پایه:                                                   


طبق نظریه ، نسبیت عام ، گرانش انحنا دهنده فضا زمان است. فضای حول ستاره به نحو بارزی خم می شود در لحظه ای که هسته ستاره تبدیل به حفره سیاه می شود. این جرم خطوط فضا زمان را مانند پیله ای به دور خود می پیچد. امواج نوری کم تحت زوایای خاصی به سمت سیاه چاله روان می شود.

افق حادثه در راه شیری


در سطح کره ای که هم مرکز نقطه یکتایی سیاهچاله است، تجمع می کنند. در فاصله معینی از سیاهچاله که بسته به جرم ستاره رمبیده دارد، جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی تواند فرار کند به این فاصله افق حادثه گفته می شود.
 

ساختار سیاهچاله ها:                                          

با حل استاتیک غیر چرخشی با تقارن کروی برای معادلات میدان اینشتین این نکته مشخص می شود که سیاهچاله ها که از یک سمت به صورت چاه عمل می کنند، در سطح دیگری به صورت چشمه عمل می کند. یعنی می تواند دو سطح مختلف فضا زمان را از جهان های گوناگون یا دو نقطه بسیار دور از جهان خودمان را به هم متصل کند. که به این حالت کرم چاله یا پل اینشتین رزن گفته می شود.
 

سیاهچاله ها چگونه به وجود می آیند؟

هر چه ستاره های نوترونی بزرگتر باشد کشش جاذبه ای داخلی آن نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 او پنهایمه فکر کرد که نوترون ها نمی توانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک چیز در حال از هم پاشیدن بزرگتر از 3/2 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترون ها بلکه نوترون های آن نیز در هم می شکست.

همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند دیگر هیچ چیز مطلقا وجود ندارد که از ، در هم پاشیدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال از هم پاشیدن تصور کنید، آنگاه شما با فرو ریختن آن جسم به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر و بیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد.



وقتی که ستاره به در هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و به طور کامل از هم پاشید، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، می توانستیم نیروی جاذبه بر آن را حس کنیم. اما وقتی یک سیاه چاله در میان ستاره ها خیلی دورتر از ما قرار دارد، آیا می توانیم وجود آنرا اثبات کنیم؟ برای این منظور اخترشناسان دو راه آشکار شدن حدس می زنند.

  • اول از روی جرم سحابی برای مثال اگر آنها جرمهای تمام ستارگان موجود در یک خوشه ستاره ای مرئی به طور قابل ملاحظه ای کمتر از جرم خوشه وجود داشته باشد، مرکز کهکشان ها به عنوان مکانهایی تلقی می شوند که در آنها سیاهچاله ها وجود دارند. زیرا چگالی مواد در آنجا زیاد است.

 

  • راه دوم نیز این بوده که اگر چه hc سیاهچاله ها هیچ تشعشعی خارج نمی شود اما چیزهایی که در سیاهچاله ها سقوط می کنند به هنگام سقوط اشعه ایکس از خود منتشر می کنند و هر چیز کوچکی که در سیاهچاله ها سقوط کند تنها مقدار کمی اشعه ایکس از خود منتشر می کند. این مقدار برای کشف آن در فاصله میلیون ها میلیون کیلومتری کافی نخواهد بود.


در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه به وجود آمدن سیاهچاله ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد. و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.
 

نتایج تحقیقات هاوکینگ:                                           

هاوکینگ

  • سیاهچاله ها می توانند وزن از دست بدهند

  • مقداری از انرژی جاذبه ای آنها در خارج ازمحدوده شعاع شوارتز شیلد ستاره به ذرات ماده تبدیل می شود.

  • ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند از این طریق مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله های بزرگ که به اندازه یک ستاره وزن دارند، برای تبخیر همه مواد تشکیل دهنده اش میلیون ها میلیون سال وقت لازم است. درحالی که در این مدت خیلی بیشتر از این مقدار ماده به آن اضافه می شود. بنابر این هیچگاه از طریق تبخیر وزن آن کاسته نمی شود.

  • هر چه سیاهچاله کوچکتر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر است یک سیاهچاله کوچک واقعی باید بیشتر از مقدار ماده ای که به خود جذب می کند وزن از دست بدهد. بنابر این سیاهچاله کوچک باید بوسیله تبخیر کوچکتر و کوچکتر شود و بالاخره هنگامی که دیگر خیلی خیلی کوچک شد یک مرتبه تبخیر آن حالت انفجاری بخود گرفته و تشعشعاتی حتی با انرژی بیشتر از اشعه ایکس منتشر کند. اشعه منتشر شده از این طریق اشعه گاما خواهد بود

  • سیاهچاله های کوچکی که 15 میلیون سال پیش هنگام نخستین انفجار بزرگ جهان ایجاد شده اند، اکنون ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. هاوکینگ اندازه اولیه آنها و نوع اشعه گامایی را که هنگام انفجار تولید می کنند، حساب کرد.

 

مجهولات سیاهچاله ها:                                        


اگر ستاره شناسان بتوانند نوع پرتوهایی که هاوکینگ پیش بینی کرده است، شناسایی کنند، مدرک خوبی برای تایید تشکیل و وجود سیاهچاله بدست خواهد آمد. اما تاکنون پرتوهای پیش بینی شده کشف نشده اند. با این حال هر لحظه ممکن است این پرتو ها شناسایی شوند.

دلیل تابش اشعه ایکس از حفره سیاه این است که جرمی که توسط طوفانهای ستاره ای خود ستاره ، از سطح آن می گریزند، در فاصله مناسبی که به حفره سیاه رسیدند، توسط حفره شکار می شوند. و در مداری به دور حفره شروع به چرخش کرده و به این ترتیب شکل یک دیسک عظیم را تشکیل می دهند.



با توجه به این نکته که لایه های داخلی تر دیسک سریع تر از لایه های خارجی می چرخند، در اثر اصطکاک لایه های مختلف دیسک گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می کنند. به این دیسک ، دیسک تجمعی گفته می شود. این حالت برای اولین بار در ستاره دوتایی ( دجاجه1-
X ) مشاهده شده است. احتمالا قطر خود حفره سیاه (قطر افق حادثه) 30 کیلومتر است و برای تمامی ستاره های دو تایی سیاهچاله ساختمان به همین شکل است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 13:26 |
 سلام

بررسي وقايع روي داده در اطراف يك سياه چاله از كارهاي جالب براي اغلب اختر شناسان حرفه اي در مراكز بزرگ تحقيقاتي در جهان بوده است. چرا كه اين اجرام ، با اجرام ديگري كه ما مي شناسيم بسيار متفاوت بوده و اين تفاوت موجب ايجاد حس كنجكاوي بسياري در ميان دانشمندان شده است.

ذراتي كه از اطراف اين اجرام به بيرون پرتاب مي شوند بسيار پر انرژي هستند. همچنين طيف الكترومغناطيس گسيلي آنها از محدوده ي امواج راديويي تا اشعه ي x و نيز كاملاً در بر مي گيرد. اين امواج انرژي زيادي دارند و تنها منبع ايجاد چنين تشعشات ، اجرام بسيار سنگين و چگال مي توانند باشند كه همچون يك شتابدهنده ، ذرات را به بيرون پرتاب مي كنند . بايد توجه داشت كه گسيل اين ذرات و انرپي در تمام سطح سياه چال صورت نمي گيرد؛ و مكان هاي خاصي براي گسيل اين ذرات و اين فوتون ها وجود دارد. علت اين امر هم چگال بودن بيش از اندازه ي اين اجرام است كه تغييرات شديدي در فضاي اطراف خود ايجاد مي كنند.

در توضيح اين مطلب بايد گفت كه فضاي اطراف يك سياه چاله با فضاي دور تر از آن و نيز با فضاي اطراف يك جرم كوچك مثل زمين بسيار متفاوت دارد اين تفاوت ويژگيهاي خاصي را نيز براي سياه چاله ايجاد مي كند. براي مثال بايد گفت چيزي كه امروزه فيزيكدانان از آن به عنوان افق رويداد سياه چاله نام مي برند همان تفاوت فضا زماني اطراف يك حفره ي سياه است. در توضيح افق رويداد سياه چاله هم بايد گفت فضايي در اطراف سياه چاله است كه فضا و زمان در دوسري آن بطور فاحشي متفاوت هست.



حال با توجه به اين توضيحات مي توان ايجاد حفره هاي عميتاً فضايي در اطراف سياه چاله ها را توضيح داد. چون حفره فضايي در اثر كشيدگي بيش از اندازه ايجاد و مي شود و اين كشيدگي را نيروي گرانش سياه چاله فراهم مي آورد. حال در زير اين پديده را بطور كامل تر توضيح مي دهيم:

با پايان يافتن عمر يك ستاره هنگامي كه اين ستاره با يك انفجار ابر نو اختري بزرگ مواجه مي شود و مداد سنگين به طرف مركز رانده شده و شديداً متراكم مي شوند. نيروي گرانشي فوق العاده قوي ايجاد مي شود و مقداري از گازهاي رانده شده دوباره جذب مي شود . اين گازها در اثر نيروي گرانش شديد سياه چاله ي ايجاد شده شديداً بر گردش در مي آيد در كنار اين خود سياه چاله نيز به دوران در مي آيد. اين دوران بسيار سريع موجب مي شود نيروي مركز گراي كشنده به طرف قطب هاي سياه چاله متمركز شود .

چنان چه مقدار زيادي از گازهاي اطراف به طرف دو قطب به حركت در مي آيند و در آنجا با سرعت زيادي گردش مي كنند . در اين هنگام كه دوران سياه چاله اندكي ; شدت مي گيرد و بطور كامل رمبيده مي شود نيروي گرانشي شروع به كشيدن فضاي اطراف سياه چاله در مكاني كه اندكي از افق رويداد سياه چاله دورتر است مي كند. اين كشيدگي در قطب هاي سياه چاله بطور بسيار محسوسي انجام مي گيرد . به گونه اي كه در يك لحظه دو حفره ي بسيار عميق كه عمق آن ها هم اندازه و جرم سياه چاله بستگي دارد بطرف سياه چاله ايجاد مي شوند اين دو حفره كه در دو قطب سياه چاله ايجاد مي شوند ذرات را به درون سياه چاله فرو مي برند . ذرات كشيده شده در مكان هايي نزديك به سياه چاله به سرعت نور نزديك مي شوند. اين ذرات شتاب گرفته به چند حالت مختلف در مي آيند يا توسط سياه چاله بلعيده شده و جذب مي شود كه در كنار آن زماني كه به سرعت نور نزديك شدند انواع امواج الكترومغناطيسي را دز طول موج هاي مختلف گسيل مي كنند . بايد توجه داشت چون اين ذرات بطور خاص فقط از درون حفره عبور مي كنند؛ فوتون هاي گسيلي آنها هم در امتداد اين حفره حركت مي كند و بصورت متمركز از درون حفره يا به بيرون پرتاب مي شوند يا به درون حفره مي روند.

همچنين ذراتورودي به حفره ممكن است در اثر سرعت زياد به درون سياه چاله كشيده نشوند و از كنار سياه چاله به بيرون پرتاب شود . دراين حالت اگر اين ذرات به گازهاي اطراف برخورد نكنند مي توانند در مكاني در اطراف خط استواي سياه چاله به بيرون پرتاب شوند. اين ذرات در اين هنگام انرژي بسيار زيادي دارند و با سرعت هاي نزديك به نور در فضا منتشر مي شوند

تشعشعاتي كه از سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شود هميشه با يك شدت و در يك فركانس مشخس نيستند زيرا كه اغلب انها در كنار جاذبه ي شديد نيروهاي فرعي بسياري را نيز ايجاد مي كنند و يا اينكه اين نيرو ها از خارج بر انها تحميل مي شود.



به فرض مثال يك سياه چاله ي ثابت پر جرم كه غير از حركت دوراني شديد حركت ديگري ندارد را در مركز يك كهكشان بزرگ در نظر مي گيريم . اين سياه چاله بايستي طبق معمول مركز كهكشان را فعال سازد و انرژي فوق العاده زيادي را در تمام راديو تلسكوپ ها وگيرنده هاي اشعه ي ايكس و فروسرخ و حتي گاما ثبت كند. اين امر براي سياه چاله هاي كوچكتر نيز صادق است. اما چيزي كه بيشتر دانشمندان را متعجب مي سازد اين است كه برخي از اين اجرام بر خلاف معمول گاهي ساكت و گاهي هم بسيار كم صدا هستند. بدين معنا كه انرژي گسيلي انها با وجود شتاب گرانشي شديد در فركانسهاي بسيار پايين ثبت ميشود . همچنين امواجي كه از قطب هاي سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شوند بايد انرژي زيادي داشته باشند اما در برخي موارد اين امواج در طول موجهاي بسيار بلند تر ايجاد مي شوند. شايد اين گونه تصور شود كه ماده ي سقوط كرده به داخل انها در سطح پاييني است اما شدت اين امواج به حدي بالا است كه از سقوط ذرات بسيار زيادي در سطح انها حكايت مي كند.

علت پايين بودن فركانس هاي توليدي را بايد در حركت هايي غير از حركت دوراني دانست. يعني سياه چاله ها يي وجود دارند كه به غير از حركت دوراني به صورت هايي مختلف به دور خود مي چرخند. اين چرخش هاي متقارن و غير متقارن از اثر نيروي جاذبه به خصوص در قطب هاي سياه چاله كه در اثر دوران حول محور خود ايجاد شده است به طور چشم گيري مي كاهد و در بسياري از موارد از تشكيل حفره هاي كشنده ي ماده در دو قطب خود جلو گيري ميكند. اين حركت ها احتمالا اغلب در سياه چاله هاي كوچك و ستاره هاي نوتروني بايد وجود داشته باشد . اين نوع حركت باعث مي شود امواج گسيلي در تلسكوپ هاي راديويي بصورت روشن و خاموش با تناوب بسيار منظمي ثبت شوند.

اما برخي سياه چاله هاي فوق سنگين نيز در مركز برخي كهكشان ها با وجود مقدار زياد ماده و گاز در اطراف انها چندان فعال به نظر نمي رسند. يكي از علل اساس دوران كند اين سياه چاله ها مي تواند باشد . چون دوران سريع باعث پرتاب برخي مواد به بيرون شده اطراف سياه چاله را داغ مي كند كه در ان شرايط امواج حرارتي و نيز اشعه ي ايكس به طور شديدي از اطراف سياه چاله ساطع مي شود. در نبود دوران سريع اجرام به ارامي به داخل سقوط كرده و فرار ذرات از داخل به كمترين مقدار مي رسد. اما با توجه به اينكه در اطراف اين سياه چاله ها برخي اجرام ديگر مثل ستارگان بزرگ و سياه چاله هاي كوچك و ستارگان نوتروني نيز حضور دارند. اين اجرام نيز مي مي توانند از گزينه هاي مناسب براي اين امر باشن د. براي مثال همين سياه چاله ي بزرگ را در نظر بگيريد . اگر در اطراف ان چند سياه چاله ي ريز و درشت ديگر را نيز قرار دهيم اوضاع كمي فرق خواهد كرد. تمام گازهايي كه به طرف مركز حركت ميكنند در راه حركت توسط اين سياه چاله ها بلعيده شده و عملا مقدار اندكي ماده وارد سياه چاله ي مادر مي شود در نتيجه اين سياه چاله نمي تواند انرژي قابل توجهي را از خود ازاد كند.

اینم واسه اینکه بیشتر دوستتون دارم یه ضمیمه دیگه

تشکیل سیاه چاله

سیاهچاله ها چیز عجیبی به نظر نمی رسند!

 

  بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحله ای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد. اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار می‌رود.

 

تشکیل ستاره‌ها

  گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش می‌کند. با گذشت زمان و تراکم ماده در برخی سحابیها شکل می گیرند. این مواد متراکم رشد کرده و توده‌های عظیم گازی را بوجود می‌آورند که تحت عنوان پیش ستاره‌ها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل می‌شوند. بسیاری از این توده‌ها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک می‌شوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح می‌شود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات می‌رود.

ارتباط جرم با مرگ ستارگان

  سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتوله‌های سفید تبدیل می‌شوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چاله‌ها تبدیل خواهند شد.

مراحل پایانی عمر ستارگان

  دیر یا زود سوخت هسته‌ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود ، انرژی گرانشی به انرژی هسته‌ای غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا می‌کند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابر نواختری به ستارگان نوترونی تبدیل می‌شوند. هنگامی که ستاره در اواخر عمر خود باشد، به مراحل نواختر یا ابر نواختر می‌رسد.

  در این مرحله ستاره از حداکثر انرژی خود استفاده می‌کند و این امر سبب می‌شود که شدت تابش نور آن بطور چشمگیر تغییر کند. در این حالت ستاره گرد و غبارهای (سحابیها) اطراف خود را می‌بلعد و این امر سبب می‌شود که بر ذرات تشکیل دهنده ستاره فشار وارد آید. ستاره حالتی پلاسمایی دارد و فشار ممکن است به حدی برسد که بر الکترونها و هسته‌های آن اثر کند و الکترون به پروتون برخورد کرده که در این برخورد به نوترون تبدیل می‌شود.

در طی این واکنش مقادیر زیادی امواج گاما تولید می‌شود. اگر تعداد نوترونهای تشکیل به قدری زیاد شوند که در این ستاره ، حجم نوترونها به 16 کیلومتر برسد در این هنگام ، چگالی این ستاره بسیار زیاد می‌شود، بطوری که می‌تواند نور را از مسیر خود منحرف و خمیده کند. در این مرحله ستاره به ستاره نوترونی تبدیل می‌شود.

اگر شعاع تعداد نوترونهای آن به بیش از 16000 کیلومتر برسد (البته در این افزایش شعاع ، نوترونها به هم فشرده هستند)، چگالی این ستاره به قدری زیاد می‌شود که می‌تواند نور را هم به خود جذب کند، که به آن سیاهچاله می‌گویند. سیاهچاله‌ها با جرم زیاد خود ، حجم کوچکی دارند. تشکیل سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره می‌باشد.

انواع سیاهچاله

1.      شوارتس شیلید:  ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.

2.      رایزنر- نورد شتروم:  هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.

3.      کر:  چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.

4.      کر- نیومان:  هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقه‌ای دارد.

بنظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند. مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که ، بدانیم ماده در داخل سیاهچاله‌ای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود؟ اختر فیزیکدانان می‌گویند:

  اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی کمیاب بنیادی (جرم) ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند


 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 12:54 |
سلام

مرسی از نظرات

این دفعه هم یه مطلب راجع به بیگ بنگ یا انفجار بزرگ با پسوند pdf میذارم.برای دانلود اینجا را کلیک کنین

در ضمن توی نظرات هم بگین پست بعد راجع به بومرنگ باشه یا نظریه ریسمان؟؟

(اُ اُ اُ اُ...یادم رفت فارسی را پاس بدارم-->نظریه تار)

مرسی

بای

+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 1:24 |
سلام

مرسی از همه ی کسانی که به سوال آقای شعله پاسخ دادن

کسانی هم که قصد پاسخ دادن دارند میتونند در همین پست یا در پستی که به سوال اختصاص داشته پاسخ بدهند

از همه هم ممنون به خاطر همکاری گرمشون

به احتمال ۹۹ درصد من ۴شنبه نیستم پس

نیمه شعبان المعظم و ولادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) را تبریک میگویم و تعجیل در فرجشان از خداوند خواستارم

این دفعه یه مطلب با پسوند پی دی اف میذارم

یه مقاله راجع به کیهان شناسی

دانلود آدوب آکروبات ریدر(pdf)

مقاله کیهان شناسی(cosmology)

نظر بدید

بای

 

+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 1:0 |

سلام

یه جمله ی قشنگ یه جا دیدم . بی ربط به این بحثم نیست!!!

فاصله ی خود را با دیگران تنظیم کن.خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند!

آیا انسان تنها ناز پرورده این جهان است ؟

منظومه شمسی ما با بیشتر منظومه های سیاره ای شناخته شده در اطراف ستاره های دیگر تفاوت دارد، چون به شیوه دیگری شکل گرفته است. اگر چنین باشد، سیارات زمین مانند بسیار نادر هستند. اخترشناسان پس از بررسی مشخصات حدود 100 منظومه سیاره ای و بررسی دو روش شکل گیری سیارات اعلام کردند که منظومه شمسی ما به راستی مظومه ای خاص است. در منظومه ما مدار همه سیارات بزرگ، تقریبا دایره ای است و چهار سیاره غولپیکر در فاصله زیادی از خورشید قرار دارند. اما بیشتر سیاره های فرا خورشیدی کشف شده غول های مشتری مانند هستند که به ستاره مادرشان نزدیک اند و مدارشان، بیضی بسیار کشیده ای است. دو توضیح برای این یافته ها وجود دارد. اول اینکه احتمالا فرایندهای شکل گیری سیارات متعدد است و فرض اخترشناسان مبنی بر اینکه همه سیارات مثل هم شکل می گیرند اشتباه بوده است. در شبیه سازی شکل گیری سیارات منظومه شمسی، سیارات غولپیکر همچون مشتری، با گرد آمدن گاز در در اطراف هسته های سنگی – صخره ای (مانند زمین) شکل می گیرند. این هسته اولیه در محیط سرد دور از ستاره در ابر اولیه، با گرانش خود، گازها را به طرف خود می کشد و لایه ی ضخیمی از گاز اطراف ستاره، هسته را می پوشاند. اما نزدیکتر به ستاره به دلیل حرارت بالا و بادهای شدید خورشیدی، هسته های صخره ای توان به دام انداختن گازها را ندارند و به شکل سیارات زمین مانند باقی می مانند. 

نظریه پذیرفته تر این است که سیارات غولپیکر فراخورشیدی، مستقیما از رمبش گرانشی گازها شکل می گیرند. در این داستان هسته های صخره ای سیارات زمین مانند، اصلا شکل نمی گیرند. اگر این نظریه برای همه سیاره های فراخورشیدی درست باشد، پس بیشترشان سیاره زمین مانندی که بتواند میزبان حیات آشنای ما باشد، ندارند. البته نتیجه هنوز قطعی نیست و شاید توضیح دیگری برای تفاوت های ظاهری میان منظومه های فراخورشیدی باشد. ماهیگیری را تصور کنید که نتیجه می گیرد همه ماهی ها بزرگتر از 10 سانتی متر هستند، چون این مقدار اندازه شکاف های تورش است. این شاید همان اتفاقی باشد که برای جستجوگران سیاره های زمین مانند می افتد. ابزارهای ما هنوز نتوانسته اند این سیارات خرد را بیابند. شاید حدود 3 تا 4 سال دیگر وقت لازم باشد تا اخترشناسان به قدرت رصدی مناسبی دست یابند که بفهمند کدام نظریه درست است.   

منظومه شمسی 4        
+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 12:52 |
سلام

چرا نظرات اینقدر کمهههههههههه

این مقاله راجع به حلقه ی انیشتین است

جالبه

نظر بدیننننننننننننن

بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 1:4 |
سلام

اینم یه مطلب دیگه

نظر بدیییییییییییییییییییین

باییی

دورترين، قديمي‌ترين

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 20:19 |
سلام

از تاخیر چند روزه شرمنده

کنکورو گند زدم

این خبر جالبی بود ٬ تو روزنامه همشهری خوندم

تو ادامه مطلب

بای

رصدخانه ملي ايران 5 سال ديگربه بهره‌برداري مي‌رسد

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 16:26 |
تیتان ٬ قبل و بعد از کاسینی

سلام

یه متن توپ نجوم که نگین از نجوم نمیذارم

زمانی که کریستین هویگنس این قمر درخشان را در سال ۱۶۵۵ میلادی ٬ کشف کرد شاید در خواب هم نمی دید این دنیای جدید روزی مهمترین عضو منظومه شمسی پس از زمین شناخته شود! اما در سال های آغازین قرن بیستم بود که اهمیت این قمر برای همگان روشن شد.اختر شناسی به نام "کاموس سولا " در مقاله ای اعلام کرد علائمی روی تیتان می بیند که احتمالا" نشانه هایی از وجود ابرهای جوّی است.در سال ۱۳۲۳/۱۹۴۴  "جرارد کویی پر " پرتو های خورشیدی را که از سطح تیتان بازتاب شده بود٬ از منشور گذراند و با بررسی طیف آنها ٬نشان داد در جوّ تیتان متان وجود دارد.

ملاقات فضاپیمای ویجر و پایونیر با زحل و این قمر در دهه ۱۹۸۰ میلادی (دهه ۱۳۶۰) سیلی از اطلاعات ارزشمند را روانه زمین کرد.ابزارهای این دو فضا پیما وجود اتان ٬ پروپان٬استیلن و بسیاری دیگر از ترکیبات آلی را در جوّی سرشار از نیتروژن تاکید کرد.تیتان تنها قمر منظومه شمسی است که جّو غلیظ و بسیار فشرده ای دارد.این جوّ ده ها بار از جوّ زمین غلیظ تر است و مانع از دیدن سطح این قمر می شود.

در دهه ۹۰ ٬ ابزارهای پیشرفته ای ٬ مانند تلسکوپ فضایی هابل اطلاعات ما را از سطح این قمر اسرار آمیز افزایش دادند.رصدهای دقیق تلسکوپ فضایی هابل و برخی رصدخانه های غول پیکر زمین تغییراتی را در درخشندگی بخش های مختلف سطح این قمر نشان می داد.اما با ورود کاسینی به منظومه سیاره ای زحل آگاهی ما نسبت به این قمر بسیار افزایش یافت و فرود تاریخی کاوشگر هویگنس بر سطح تیتان تلاش صد ساله اخترشناسان را برای درک اسرار این قمر به سرانجام رساند.

رادارهای کاسینی نشان داد این قمر پوسته فعالی دارد.تعداد بسیار اندک گودال های برخوردی نشان از سطح جوان و پویای این قمر دارد که در نتیجه ی حرکت صفحه های پوسته ای (تکتونیک)٬فرسایش٬وزش باد و احتمالا" فعالیت های آتش فشانی پدید می آید.ابرهای زیادی در جو تیتان تشکیل نمی شود و چرخه ی طبیعی متان در این قمر وجود دارد٬یعنی مجموعه ای از دریاچه ها ٬تبخیر متان و تشکیل ابرها٬بارندگی ها و رودهای متان مایع .البته شواهد نشان می دهد بارش متان در این قمر نا منظم٬فصلی و سیل آساست.

کاوشگر هویگنس نیز در اولین داده های خود٬نشان داد سطح تیتان بسیار نا هموار است و انبوهی از راه آب ها و جوی ها در شکل های مختلف بر سطح این قمر دیده می شود که بر اثر عبور متان مایع تشکیل شده اند.هویگنس در جایی فرود آمد که از دانه های شن مانند فشرده تشکیل شده بود.شاید متانْ رُفت های باقیمانده از یک سیلاب یا تپه ای از شن های روان (مانند اَبرُفت های روی زمین).تصاویر هویگنس سنگ ریزه های یخی گردی را نیز در اطراف نشان داد.

طیف نگار هویگنس دو ایزوتوپ آرگون را در سطح تیتان شناسایی کرد که اهمیت بسیاری دارند. Ar ۴۰ نشان از فعال بودن هسته داخلی تیتان دارد که این برای یک قمر ٬با جرم کمتری نسبت به زمین ٬ بسیار عجیب است٬زیرا مواد رادیو اکتیو درون آن در تاریخ ۵/۴ میلیارد ساله ی منظومه شمسی باید مدت ها پیش واپاشیده و سبب سرد شدن درون قمر شده باشند.شاید لایه ای عایق مانند از یخ آب و متان پایین تر از سطح این قمر به دام افتاده باشد و از اتلاف حرارح داخل قمر جلوگیری می کند.این حرارت گهگاهی موجب فوران های یخ زده ای در سطح این قمر می شودکع کاسینی آنها را ثبت کرده است.در این فوران ها گدازه های یخی (پودر یخ و یخ شُل آب )از دهانه آتش فشانی خارج می شود و عوارض سطحی خاصی را پدید می آورند.

وجود ایزوتوپ Ar ۳۶ نیز بدان معناست که تیتان پس از زحل به وجود آمده است ٬در زمانی که دمای ابر اولیه ی منظومه شمسی تا ۴۰ کلوین ( ۲۳۳- درجه سانتی گراد) کاهش یافته بود.در حال حاضر ٬ دمای سطح تیتان ۹۴ کلوین است و شرایط مناسبی را برای تشکیل دریاچه های متانی فراهم کرده است. دی ماه گذشته ٬ رادارهای کاسینی تصاویر جدیدی از عوارض سطح تیتان ارسال کردند که شباهتی بی نظیری به دریاچه های زمینی داشت.بازتابندگی ضعیف در امواج رادیویی ٬ سطح هموار ٬ وجود راه آب و رودخانه در اطراف این دریاچه ها و بسیاری شواهد دیگر دانشمندان را قانع کرد که این عوارض دریاچه هایی از متان مایع بر سطح تیتان اند.

آنچه تا کنون منتشر شده است تمام اطلاعات ارسالی هویگنس و تیتان نیست و تحلیل بسیاری از این داده ها ادامه دارد.

از سوی دیگر ماموریت کاسینی دست کم تا تابستان ۱۳۸۷ ادامه خواهد سافت و تا آن زمان اسرار بیشتری از تیتان و منظومه سیاره ای زحل آشکار خواهد شد.در حال حاضر مسوولان ناسا در حال رایزنی برای تمدید ماموریت های فضایی کاسینی اند و شاید کاسینی نیز مانند مریخ نوردهای دوقلوی روح و فرصت باتوانند بسیار توانمندتر از آنچه پیش بینی می شد٬ظاهر شود

 

شناسنامه تیتان:

سال کشف:

۱۶۵۵ میلادی (کریستین هویگنس )

قطر:

۵۱۵۰ کیلومتر (دومین قمر بزرگ منظومه شمسی٬بزرگتر از سیاره عطارد)

فاصله میانگین از زحل :

۱.۲۲۱.۸۵۰ کیلو متر

دوره ی مداری :

۹۵۴/۱۵ روز

جرم:

23^10 × ۳۴/۱ کیلو گرم ( پر جرم ترین سیاره منظومه شمسی)

چگالی:

۸۸/۱ گرم بر سانتی متر مکعب

دوره ی حرکت وضعی:

۱۶ روز ٬ هم اندازه ی دوره ی مداری آن که سبب می شود همواره یک روی تیتان به سمت زحل باشد.

دمای سطحی:

۱۷۸- درجه سانتی گراد

ترکیبات جوی:

حدود ۹۰ درصد نیتروژن ٬ باقی متان ٬ آرگون و مقداری هیدروکربن های دیگر

فشار جوی در سطح:

۶/۱ اتمسفر (۶/۱ فشار جوی در سطح زمین)

یافته های مهم:

وجود دریاچه هایی از متان بر سطح٬وجود رود ها و جوی های فصلی و شاخه شاخه بر سطح که احتمالا" متان در آنها جریان می یابد٬ وجود جوّی شبیه زمین اما با غبار غلیظ متان ٬ وجود ابرهای متان و بارش فصلی احتمالی متان از این ابر ها ٬وجود هسته ای گرم و فعال و صفحه های لغزنده پوسته (تکتونیک) که سبب پیدایش چشمه های گرم میشود که از آنها متان و یخ گرم شده ی آب بیرون می ریزد (در اطراف این چشمه ها ممکن است مدتی دما و شرایط مناسب برای پیدایش حیات بسیار ابتدایی به وجود بیاید)

ملاقاتهای آینده ی کاسینی با تیتان:

(زیر ۱۰۰۰ کیلومتر) : ۲ و ۱۹ اکتبر ۲۰۰۷ ٬ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۷ ٬ ۵ ژانویه ۲۰۰۸ ٬ ۲۳ فوریه ۲۰۰۸ و ۱۲ مه ۲۰۰۸

(همه این گذرها از فاصله حدود ۹۵۰ کیلومتری سطح تیتان انجام می شود ).

اینم چند تا عکس

کاسینی

فضا پیمای کاسینی

تیتان

تیتان با اشعه فرو سرخ

عکس قبل از نمای نزدیکتر

نمای زحل از روز تیتان

نظر فراموش نشه

شکوف۹

بای

 

+ نوشته شده توسط شکوفه(مدیر) در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 23:54 |
onLoad and onUnload Example